تبليغاتX
ღღღيلدايي ديگه تهنا نيستღღღ -

 

 

 

به به سلامممممممممممممممممممم خوفين بروبچ حال واحوالتون چطور مطوره خوشگلاي من

 

قربونتون برممممممم دلم براتون يه خوچولو شده بود اينقده دلم تنگيده بود اينقده تنگيده بودش كه حد نداره

 

شما چي شما هم دلتون برا من تنگ شده بود ؟ آره؟ واقعني ميگين ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

واييييييي چقدر خوش به حالم شداااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

راشتي من شرمندتونمااااا تو اين مدت نتونستم آپ كنم ميدونين چرا ؟ به دليلها و دلولها......

 

خوب بگذريممممم اشل حالتون چطوره

 

راستي جونم براتون بگه حسابي درگير درساممممممممممممممممم چي كار كنم ديگه اينم يه جورشه

 

كاش زودي تابستون ميشد مگه نه ميدونم الان ميگين آره ميدونم ديگه ديگه دوستامم مث خودمن درشته؟

 

از اين حرفا كه دوباره بگذريم ميرسيم به.......... به.......... نمدونم ديگه چي بگم

 

الان كه دارم چرت و پرت ميگم تهنا تو اتاقم نشستم بابايي كه طبق معمول سر كاره  ماماني جونمم كه قربونش

 

برمممممم نمدونم والا با دوس جوناش كجا رفته من خوچولو هم كه يه فرصتي پيدا كردم از سر درسم پاشدم اومدم يه سري به شما بزنم

 

ببينين من چقدر خوبم ............

 

راستي يه خبر امروز تو مدرسه حسابي بگير بگير بود گوشي ميگرفتن بيا و ببين عكس و

 

 سي دي هم كه ديگه حرفشو نزن حالا خوبه شانسم گفت يادم رفته بود گوشيمو از تو اتاقم

 

بردارم وگرنه... البته پارسال يكي دو بار گوشيمو گرفتن خاك تو سرشون حالا مگه ميدادن

 

ديگه به زور ازشون گرفتيم اما همين جور الكي هم ندادنا از بابا جونم شونصدتا امضا گرفتن

 

 و خودمم 90 جا تعهد دادم تا گرفتمش

 

 

خووووووووب بازم ميگذريم

 

خيلي ديگه چرت وپرت گفتم خودمم خسته شدم  بعدشم بايد بپرم سر درسام كه فردا چي داداش اگه گفتي ؟ چيييييييي  كم نيارم

 

خوب ديگه از همتون ممنونم گلاي من كه بهم سر ميزنين همتونم دوس دارممممممممممممممممممم

 

 

 

I love you very much

 

 

نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386 ساعت 16:0 توسط یلدا کوچولو |