ديروز نشسته بودم مثلا درس بخونم يه دفعه
گوشيم زنگ خورد
جواب كه دادم ديدم مهسا خره بود نه سلامي نه حرفي
يه دفعه گفت
نيلو تصادف كرده الانم تو كماست اول فك كردم
حرف مفت ميزنه
يه كم بهش از اون حرف زشتا زدم
بعدش گفت به جون اشكان راس ميگم منم باور
كردم
همون موقع زدم زير گريه
هيشكي هم خونه نبود كه بياد نازم كنه
دلداريم بده
خلاصه يه كمي كه آروم شدم زنگ زدم خونه نيلو
اينا كسي جواب نداد
بعد زنگ زدم به گوشي مامانش جواب كه داد
فهميدم بله ................
ديگه نه درس خوندم نه هم كه چيزي
فقط ديروز
تا حالا گريه كردم همين
راستي دعا هم كردم يادم نبودا
فقط جون يلدايي دعا كنين نيلو جونم زودي خوب بشه
اي خدا اااااااااااااااااااااااا
خوب ديگه گفتم جريانو بگم
فقط يادتون نره ها واقعني از ته دل براش دعا
كنين
خدا جوني نيلو را از تو ميخوامش